اشعار کتاب صالح سید یوسفی

خرید بک لینک
بر لب خشکید ه ام گل بوسه ای گل میدهی.............ناز کم کن طناز من ذل ز عاشق میبری امدی پا بوس شاهچراغ در حرم دیدم ترا...................تا که دیدی عاشق خود پا بر هنه میدوی من میفروشم مهر وتسبیح بر در شاهچراغ...............مه روی من مفت وارزان مهر وتسبیح میخری نذ رکردم چون بیایی شهررانذری دهم......................نذر چشمانت بد هکارم اش نذری میبری شرم کمتر بکن پابوس حرم خلوت شده..................پای نازت را میبوسم گل بوسه ای گل میدهی چاک سینه باز نکن چاک چاک کردی دلم....................دل عاشق بی محابا مست وچالاک میدری با دوچشم ناز ومستت کن نگاهی عاشقت................جان فدای چشم نازت دل صالح میبری شاعر اشعار کتاب صالح سید یوسفی...

ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 13:04

امد رنگین کمان در کوه وصحرا.....................................نیامد ای خدا دلدار رعنا دلم عاشق شده طاقت نداره ...................................تمنا کرده بوسه حالا جالا بیا بوسه بزن بر لب عاشق.................................دل عاشق شده رسوای رسوا نشستم منتظر تنگ غروب شد...............................چقدر وعده دهی امروز و فردا دوچشمم گریه کرد از بیوفایی...............................داره نم نم میباره توی صحرا. شدم پروانه رنگین کمانت ......................................تو هم ماه منی دلدار زیبا اگر امشب بیایی پیش صالح......................................نثارت میکنم این دل شیدا شاعر صالح سید یوسفی از کتاب عاشقم سو خته ام اشعار کتاب صالح سید یوسفی...

ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال می‌کنید

برچسب: بوجود امدن رنگین کمان, نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 11:24

پیچیدم، پیچیدم، در پیچک زلفانت خشکیدم و روییدم از آب دو چشمانت گه سبز شدم جانا در خاک کف پایت هی زنده شدم، مُردم در مخمل دستانت ترسیدم و لرزیدم، بوسیدم و من چیدم گل دسته هزار دسته از آن لب خندانت با دل مدارا کن کمتر بفروش نازت نازت بخرم با جان گر من شوم مهمانت گفتی بده دل را، جان هم ز پی یش آمد دلم از غم تو خونست، جانم شود قربانت گه لیلی و گه مجنون، گشتم ز تو دیوانه در بندم و در زنجیرم در تارک مژگانت یک شب گل شب بویم، یک بوسه بده صالح صد بوسه زند ر اشعار کتاب صالح سید یوسفی...

ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 6:03

صباح الخیر زد بلبل زماه روشن رویت..................من وبلبل شدیم هردو غزلخوان سر کویت دوزلف بور و خوشبویت دل ودینم به یغما برد........همه ملک سلیمان شد خراج جعد گیسویت زروزی که تو رفتی ندارم خواب راحت من............. دل و دیده پر خونم فدای موی خوش بویت برای دیدنت ایگل سر راهت نشستم من................. نگاه کردم براه تو ندیدم قد دلجویت چراازرده میسازی دل عاشق زارخود.....................کجا بشکست عزیز من دل نازک خوش خویت بیا با من مدارا کن شدم عاشق دلخونت.................بیا در کوی من ایگل شده بلبل سخن گویت مگر عاشق چه میخو اهد از ان چشمان ناز تو..............اشاره کن به من جانا با ان کمان ابرویت بده ی اشعار کتاب صالح سید یوسفی...

ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 6:02

بزن بر لب هزازبوسه ابدار..........................که از عشقت نگارت گشته بیمار لب سرخت بزار بروی لب هام......................لبم گلگون شده چون غنجه نار بزار دست قشنگت توی دستم......................که در دامن بروید گل زگلزار نگته کن بر دوچشم عاشق من..................که من عاشق شدم بر چشم خمار قد وبالات عزیزم سرو ازاد........................تو ازاذم مکن از زلف چین دار رخت گلکون لبت گل کرده ای یار................بده بوسی به من غنچه ابدار لبانت مزه قند وعسل داد........................شکر دارو شکرریزو شکر بار مگر صالح چه خواهد روز دیدار...................بده یک بوسه ای از لب تبدار شاعر صالح سید یوسفی از کتاب عاشقم سوخته ام اشعار کتاب صالح سید یوسفی...

ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال می‌کنید

برچسب: بوسه بزن بر لب من, نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 6:01

چه میxadشد دلبر من در برم بود تمام شعر حافظ از برم بود دل و دیده و جان عاشق من فدای چشم ناز دلبرم بود بیا جانا که من سیرت ببینم شب و روز منتظر چشم ترم بود شتابان گر روم من سوی شیراز هوای یار جانی در سرم بود همه دانند که من عاشق یارم دو چشم مست یار برابرم بود ندارم میل دشت و باغ و صحرا که خلوتگاه ما باغ ارم بود تمام خوبرویان گر شوند جمع رخ زیبای یار در خاطرم بود بعالم گشتم و رویت ندیدم گل من خاک عالم بر سرم بود زدی آتش تو سر تاپای صالح به جا مانده ز من خاکسترم بود شاعر صالح سید یوسفی از کتاب عاشقم سوخته ام اشعار کتاب صالح سید یوسفی...

ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 6:01

شبی رفتیم شبی با یار رفتیم xadxadxadxadxadxadxadxadxad تماشای گل و گلزار رفتیم نگاهش با نگاهم راز می گفت بدنبال دل و دلدار رفتیم برایم قصه می گفت از دل خویش ز خوبی و خوشی سرشار رفتیم لبانش بر لبانم بوسه می داد زناز و عشق هم پر بار رفتیم به خلوتگه مهتابی رسیدیم شدیم عریان پی ان کار رفتیم ز گرمای تن و آغوش گرمش زدیم آتش بهم تبدار رفتیم ندانستیم چه وقت از شب می رفت به اغوش هوس چند بار رفتیم با دستانش به دورم حلقه می زد چه خوش با هم لب جویبار رفتیم مدارا می کرد صالح با دل من به دور از دشمن و اغیار رفتیم شاعر صالح سید اشعار کتاب صالح سید یوسفی...

ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 6:01

سحر گاهی بدیدم خواب شیرین..........................به بالینم بیامد یار دیرین دو چشکش مست ودستانش حنایی.....................بسر شور وبدل عشق جوانی گرفت دست بینوایم توی دستش........................نگاه کردم دو جشم ناز ومستش بگفتا یاد داری عهد بستیم...............................کنار لاله زاری ما نشستیم تو دل دادی منم دلداده گشتم............................جناغ عاشقی بادل شکستم چه خوش میخو اند قمری و چکاوک.....................رو شاخسار لانه میبستند زاغ وزاغک دو چشم اشک ریزان شد برایش.........................دل عاشق زهر افتاد به پایش گلایه کردم از درد و فراقش.............................گل من وعده میداد از فراقش ولی افسوس چو از خواب من پریدم. اشعار کتاب صالح سید یوسفی...

ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 6:01

صفحه بندی